سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

548

تاريخ ايران ( فارسى )

ساختن پل‌ها و كاروانسراها و بناى مساجد و مشاهد مقدسه صرف مينمودند . سلسلهء قاجار يك نيروى نظامى تشكيل دادند ولى بعلل رواج رشوه و ارتشاء و از بين رفتن روح نظامى در طبقات عاليه از روى نوميدى بقدرى بىكفايت و نالايق شده بودند كه در ايام انقلاب اخير مشكل بود اسمى از آنها برد . هيچ كار عام المنفعه‌اى يافت نميشود كه بتوان آن را به سلسلهء قاجاريه نسبت داد . وظائف پادشاه وظائف پادشاه سنگين بود . او در هرروز وزراى عمده را به نزد خود مىپذيرفت كه گزارشات و اطلاعات را به نظر او رسانيده و احكام شاهى را دريافت كنند . پس از آن شاه در دربار عام با حضور وزرا و افسران ارشد كشور حاضر ميشد . در اينجا كه آن را ديوان عام ميگفتند هركارى كه جنبهء عموميت داشت صورت گرفته دستور پاداش يا مجازات داده مىشود و پادشاه نظريات خود را در هرموضوعى صلاح بود علنا اظهار ميداشت . هنگام ظهر پادشاه به اندرون ميرفت و بعدازظهر اين عمل تجديد شده و برنامهء آن تقريبا همان برنامهء صبح بود ، با اين فرق كه عدهء واردين نسبت به صبح خيلى كمتر بوده است . اين مجلس را بنام ديوان خاص يا محكمهء خصوصى مىشناختند . پادشاه كه وظائف خود را مطابق روشى كه ذكر شد انجام ميداد در تماس دائمى با رعاياى خود بود و هميشه عدهء زيادى از آنها اجازه داشتند خدمت شاه برسند . بدون شك اين دسترسى به شخص پادشاه خيلى باعث اعتبار اين طرز حكومت بوده است . شاه خيلى كم وقت پيدا ميكرد كه به كارهاى مهم كشور برسد ، چه بيشتر اوقاتش مصروف كارهاى خيلى جزئى در محاكم مزبور بوده است . هم‌چنين بواسطهء وزراء كه هرروز چندين ساعت در حضور بوده‌اند وقت ضايع ميشده است . در صورتى كه آنها بايستى در ادارات خودشان به كار مشغول باشند . وزير اعظم موقعيت وزير اعظم داراى اهميت زياد بوده است . معمولا او تمام ادارات دولتى را شخصا اداره ميكرد . وى از حسن اعتماد اربابش برخوردار بود و كليد سياست بدست اوست . چنان كه مىشود تصور نمود مرض توطئه و دسيسه بيشمار بود و نارضايتى پادشاه معنى سقوط او را ميداده است . تقريبا تا اين اواخر